مشایی در اسارت سخنان بی تامل علی شکوهی |
|
21 مرداد 1387 ساعت 13:32 |
واقعيت اين است كه رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، بيتامل سخني را بر زبان راند كه اينك اسير آن شده است و توان رهايي خود را نيز ندارد. تنها راه رهايي از اين اسارت، پذيرش خطا و پرهيز از توجيه و دليلتراشي است. اميدوارم رحيم مشايي شجاعت و جسارت اين تصميم را داشته باشد.
علی شکوهی
ديروز بار ديگر رحيم مشايي درباره دوستي با مردم اسرائيل سخن گفت و تاكيد كرد: «براي هزارمين بار و قويتر از گذشته اعلام ميكنم كه ما با همه مردم دنيا دوست هستيم، حتي مردم آمريكا و اسرائيل.»
مشايي قبلا نيز با بيان اظهارات مشابه، باعث برانگيختن اعتراضات فراواني شد و بناچار توضيحاتي ارائه كرد تا اذهان عمومي را روشن كند؛ اما اين امر، بر ابهامات افزود؛ زيرا از اصرار وي بر خطايي حكايت داشت كه ارتكاب آن از سوي فردي در حد معاون رئيسجمهوري، دور از انتظار بود.
واقعيت اين است كه اين گونه اظهارات، نه از يك برنامه حساب شده براي كم كردن حساسيتهاي مردم نسبت به رژيم غاصب فلسطين نشأت ميگيرد و نه از كمسوادي و بياطلاعي گوينده، بلكه عمدتا نشانگر اين واقعيت است كه كسي به خطا و اشتباه، سخني را بر زبان ميراند و چون شجاعت پذيرش خطاي خود را ندارد، به توجيه و دليلتراشي ميپردازد.
رحيم مشايي بهتر از همگان ميداند كه مردم ايران درباره اسرائيل چگونه ميانديشند و خود نيز مفهومي مثل «ملت اسرائيل» را صحيح نميداند، اما با وجود اين، اصرار دارد كه ميان «مردم» و «ملت» اسرائيل تفاوت قائل شود و با اين مرزبندي، سخن نسنجيده خود را توجيه كند. طبعا منظور وي، دوستي با مردم فلسطيني تحت سيطره رژيم اشغالگر فلسطين نيست.
همچنين سخن رحيم مشايي را نبايد يك كلام عرفاني تلقي كرد و دوستي و محبت همه مخلوقات الهي را از آن نتيجه گرفت. اظهار دوستي با مردم اسرائيل، يك پيامد سياسي روشن و يك نتيجه قهري را به همراه دارد كه آن، به رسميت شناختن پديدهاي به نام اسرائيل خواه داراي مردم باشد يا ملت است كه قطعا در مخيله رحيم مشايي هم نميگنجد و مورد قبول او هم نيست.
حضرت امير(ع) ميفرمايند: سخن تا اظهار نشده، اسير آدمي است و وقتي بيان ميشود، انسان را اسير خود ميكند. واقعيت اين است كه رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، بيتامل سخني را بر زبان راند كه اينك اسير آن شده است و توان رهايي خود را نيز ندارد.
در اين مواقع، شيطان هم به تزيين اعمال ما ميپردازد و توجيهات متفاوتي را بر زبان ما جاري ميسازد. تنها راه رهايي از اين اسارت، پذيرش خطا و پرهيز از توجيه و دليلتراشي است. اميدوارم رحيم مشايي شجاعت و جسارت اين تصميم را داشته باشد.
کد مطلب : 2203
نظرات و پيشنهادات
|
1388-02-15 18:31
|
چند سوال ذهن مرا به عنوان جوان ايراني مشغول کرده اميدوارم شما جواب بدهيد:
1-زماني که هنگام انتخابات هفتم بود وچند کانديدا مطرح بودند وآقاي هاشمي گفته بود اگر کانديداي اصولگرابه توافق برسند من کانديدانخواهم شد وبسياري از علما ومراجع تکليف کرده بودن که اصول گراها به توافق برسند وحتي آقاي مصباح آقاي تهراني رانزد احمدي نژاد فرستاده بود وآيات عظام مکارم فاضل جوادي مشکيني و...نيز براين امر تاکيدداشتند دراين امتحان فقط ولايتي وتوکلي که واقعا راي داشتند نسبت به بقيه کانديدا بويژه احمدي نزاد کنار رفتند ولي احمدي نژاد وبقيه باعث اختلاف در بين مذهبي هاي جامعه شدندوآقاي هاشمي علي رقم ميل خود آمد ومعلوم شد چه کساني واقعا دنبال قدرت وشهرت هستند وحرف علما ومراجع راگوش نميدهندچراکنارنرفت؟!
2-زماني که احمدي نژاد گفت دختران بروند ورزشگاه ومراجع وحتي آقاي مصباح شديدا مخالفت کردند ودر سايتها بسياري بامراجه بد شدند وحتي توهيد به مراجع که وظيفه شرعي خود ميدانستند بگويند ميکردندواحمدي نژاد نشان دادکه حتي استفتائات رهبرراهم بلدنيست که حرفش مخالف شرع هست هيچ نگفت که بماند بزرگ ترين توهين رابه علما کرد(ميدانيد اگر مثلا رئيس جمهورفلان کشور حرف به نظر رئيس جمهور ايران يا هر کشور ديگر بزندبراي اينکه جواب اورا باحقارت بدهد به سخنگوي خود مگويد جواب اورابده)سخنگويش گفت:چون دفتررهبرگفه ماازاين حکم صرف نظر ميکنيم يعني حرف مراجع که اين همه مقلد دارند هيچچرا نيامد به اشتباه خود کهحتي دفتر رهبر هم اذعان داشته خوب اعتراف کند تا جواناني که بامراجع بد شدند تا حدودي برگردند؟
3-قضيه رحيم مشايي مخالفت اوبا مراجع که حتي رحيم رابا خود ودر کنار خود به ترکيه برد که هيچ درکنفرانس خبري روز پنجشنبه گفت حرف مشائي حرف دولت است که فرداي آن روز رهبر در نماز جمعه
تصريح کرد کهحرف رحيم اشتباه بوده ولي باز هم اورا برنداشت چرا؟
4-بحث حمل قرآن نيز که پيش آمدومراجع باز شديدااعتراض کرده ولي باز رحيم رابرنداشت چرا؟
5-حتما سخن رهبردررابطه با اتحاد بويژه اتحاد مسئولين شنيده ايدولي آقاي احمدي نژاديک بار هم درنماز جمعه اي که اما آن به دست رهبر واگر قبول ندارد عدالت رهبر زير سوال ميرود که چرا شخص ناعادل را امام کرده شرکت نکردهاشمي که عمرنيست اوکه ازعلي (ع)بالتر نيست حتي روز قدس که سخنران قبل از نماز جمعه بودچرا؟
6-وهمچنین ما پایبندی دولت برای اطاعت از ولی فقیه را در جدا کردن سازمان حج علیرغم دستور رهبری دیدیم.حرف از اطاعت از ولایت فقیه ساده است ولی اجرای آن خیلی ساده نیست کجارفت پیروی از علما؟
خيلي از سوالات مانده ولي حال نوشتن ندارم سوالاتي مثل کردان ،برخي وزرا،پورمحمدي ،پاراچنار،شيعيان عربستان که دولت موضع حتي برعکس مراجع گرفت،زائران ايراني حج و.... |
1387-06-05 09:41
|
برای همه شما و گردانندگان این سایت متاسفم که هنوز شناخت خوبی از دین واخلاق مهر ورزانه نبوی و آل طاهرینش بویژه امام عصر (عج) ندارید و اینگونه در باره حرف آقای مشائی که برخاسته از مشی حضرت مهدی (عج) پس از ظهور خواهد بود ولی متاسفانه با جمله بندی ناقص مطرح شده زیر سوال می برید.
حضرت با مردم عادی سر جنگ نخواهد داشت و در صدر اسلام هم چنین نبوده است.
حتی در مورد سربازان دشمن نیز رویه اسلام اینگونه است که اگر سربازی تا آخرین تیر خود جنگید و مسلمانان را کشت پس از اسارت محترم است . ثانیاً آیا میدانید که بسیاری از مردم فلسطین اشغالی ساکن بومی آنجا هستند و نیز درصد زیادی از آنان به اجبار به آن سرزمین کوچانده شده اند.
ثالثاً همان دینی که می گوید اگر خلخال از پای زن یهودی به ظلم کنده شود جا دارد که مرد مسلمان از ناراحتی جان بدهد ، همان دین چند هزار خوارج مسلمان نما راقتل عام میکند. همان دین در کربلا موجب می شود تا امام حسین بارها برای نجات مردم از آتش جهنم اقدام به خطبه خواندن کند.
آیا می دانید که هنگامی که شمر بر روی سینه امام حسین نشسته بود طبق آنچه در مقتل ابی محنف آمده به شمر پیشنهاد می کند که اگر از کشتن من دست بکشی شفاعت جدم را در قیامت برای تو می گیرم. ( که شمر بی لیاقت و قسی قبول نمی کند). دین ما دین رحمت ، رافت و رحمت است. دینی که در جنگها اجازه کشتار و ناراحت کردن مردم بی دفاع ، زنان و بچه ها را نمی دهد. با این برخوردی که با اظهارات مشائی می شود فکر نمی کنم با ظهور حضرت ولی عصر هیچ کس امیدی به رافت اسلامی داشته باشدو همه غیر مسلمانان از ترس جانشان تا آخرین قطره خون خود بجنگند در حالی که واقعیت قضیه این نیست و تقریباً همان چیزی است که آقای مشائی گفته اند. از کرده خویش توبه کرده و به جبران آن فکر کنید شاید این جفای شما به امام عصر (عج) در رابطه با رافت اسلامی جبران شود. آیا فکر نمی کنید که یکی از دلایل موفقیت آقای احمدی نژاد در سطح دنیا دم زدن از عدالت و مهر ورزی و مشی مردمی و دوست داشتن مردم دنیاست. آیا همه مردم دنیا مسلمان هستند؟ آیا همه مردم دنیا ایرانی هستند؟ آیا همه مردم دنیا به ایران خدمت می کنند؟ آیا همه مردم دنیا دوست ما بوده اند؟ |
1387-05-23 21:30
|
دوستان سلام-
لطفاْ به اظهارات رهبران حماس در اين مورد مراجعه كنيد.
چرا كاسه داغ تر از أش مي شويم؟ اصولگرايي با افراط گرايي يكي نيست.
در ثاني: مگر مي توان مردم را با نظامي كه بر آنها حاكم است يكي دانست؟ مگر مردم ايران در زمان شاه مسوول اعمال آن نظام بودند؟
اتفاقاْ اين آمريكا و اسراپيل است كه مي خواهد بين ضدبت با صهيونيسم و يهودي ستتيزي علامت مساوي بگذارد. نبايد در آن دام افتاد. بايد گفت ما با مردم اسراپيل و مردم آمريكا خصومتي نداريم. ما در برابر سياست هاي ضد مردمي دولت هاي آنها سر سازش نداريم. و بايد با اتخاذ سياست درست در ارتباط با مردم آن كشورها حربه تبليغاتي را از دست دولت هاي آنها گرفت.
موفق باشيد. |
1387-05-22 11:24
|
آقاي مشايي باور كنيد ما به خاطر امثال شما مدافع ملت فلسطين نشديم تا به خاطر شما منصرف شويم در مورد وزن سياسي خود دچار خطا شده ايد!امثال شما اگر حامي اسراييليان شوند براي فلسطيني ها بهتر است. |
1387-05-21 16:07
|
اولا اگر جناب مشايي مي خواست اشتباه خود را تصحيح كند منطقي آن بود كه بار اول آن را تصحيح ميكرد . تاكيد مجدد ايشان بر روي سخنان سابق نشان از جهل مركب ايشان نسبت به قضاياي خاورميانه و خصوصا فلسطين است .
آن كس كه نداند و نخواهد كه بداند
در جهل مركب ابد الدهر بماند!
ايشان اگر يك بار حاضر مي شد اخبار منتشره و بازتاب سخنان خود در مطبوعات جهاني و مقالات نوشته شده در اين خصوص را بخواند محال بود دوباره اين غلط فاحش راتكرار نمايد.
ضمن احترام به نويسنده اين يادداشت بايد عرض كنم توجيه ايشان در اين خصوص كه منظور از ملت اسراپيل همان مردم فلسطيني تحت اشغال هستند اصلا منطقي نيست زيرا نه در مفهوم و نه در كلام به هيچ وجه نمي توان ملت اسراپيل را با مردم فلسطين يكي دانسته و اشتباه ايشان را يك اشتباه لفظي بدانيم.
به هر حال يك آزمايش ديگر براي آقاي مشايي پيشنهاد مي كنيم. يك نقشه جغرافيايي در مقابل ايشان بگذاريد و از او بخواهيد حدود كشور و يا دولت اسراييل را در روي نقشه با انگشت نشان بدهد. شايد اين بار متوجه غلط فاحش خود در تقديم و هديه مجاني كشور فلسطين به صهيونيستها بشود.
اماآنچه سوء ظن ما را نسبت به گفته هاي ايشان برانگيخته حركات سياسي ديگر نظير باز كردن دفتر جاسوسي و برقراري رابطه با ملت آمريكاست كه ايشان اتفاقا ملت امريكا را همانند ملت ايران و برترين ملت جهان مي داند. سوالي كه مطرح مي شود اين است آيا شايسته ترنبود آقاي مشايي ملت مقاوم فلسطين و لبنان را برترين ملت جهان به خاطر ايستادگي و تحملشان در برابر سختيها خطاب نمايند؟ |
|