موضوع اخلاق سياسي در عصر معاصر و بويژه در دهه اخير بيشتر در موسم انتخابات مورد توجه قرار گرفته و برخي بداخلاقيهاي انتخاباتي كه يكي از زير مجموعههاي اخلاق سياسي است فتح بابي ميشد براي پرداختن به اهميت اخلاق سياسي.
به گزارش تهران امروز، وي چندي پيش در سخناني در همايش يادمان سوم خرداد در كانون فرهنگي و هنري دانشگاه فردوسي مشهد گفت در دو سال ورودش به عالم سياست متوجه شده است كه «كثيفتر از اين عالم وجود ندارد» و سوالات پرسيده شده از وي مبني بر اينكه «مگر تو نماز ميخواني؟» را «دغلبازيهاي دنياي سياست» دانست.
حال اين موضوع مطرح است كه در حال حاضر معيارهاي اخلاق و بداخلاقيهاي سياسي چيست و چه جايگاهي در سياست امروز ايران دارد. براي بررسي اين موضوع به سراغ دكتر عماد افروغ، عضو كميسيون فرهنگي مجلس هفتم رفتيم.
وي در پاسخ به اين سوال كه معيارهاي اخلاق سياسي و بداخلاقي سياسي چيست؟ گفت: هيچ سياستي بيقاعده نيست. بحث اين است كه اين قواعد سياسي چه قواعدي هستند و چگونه شكل گرفتهاند و با مباني ارزشي و هستيشناختي
موازين اخلاقي بايد به عنوان يك خط قرمز در سياستها در نظر گرفته شود و هيچكس در جمهوري اسلامي حق ندارد كاري بكند كه اخلاق پايمال شود و چرايي اين موضوع را به جملهاي از امام خميني (ره) مرتبط ميداند كه: «هدف غايي حكومت بحث اخلاق و معنويت معرفتالله است».
يك جامعه چه پيوند و ارتباطي دارند؟
به عقيده افروغ سياست كلي ايران نيز تابع يكسري قواعد كلي است، قواعدي كه ريشه در جهانبيني توحيدي، نظام ارزشي، مباني انقلاب و ارزشهاي اسلامي دارد. وي در ادامه ميافزايد: به همين دليل
تعريف ما از سياست با تعريف جهان متفاوت است. دنيا وقتي سياست را با توجه به قواعد مورد پذيرش خود تعريف ميكند، سياست را علم قدرت ميداند يعني مباني سياست را به قدرت بازميگرداند، اما
تعريف ما از سياست، هدايت و تربيت انسان است، به اين معني كه يك نگاه هدايتمحورانه به سياست داريم و عطف به همين نگاه،
قدرت را هم ابزاري براي اين سياست تعريف ميكنيم. يعني قدرت هدف نيست و ابزار هدايت و تربيت انسانهاست كه با مولفهها و اركان خودش تعريف مي شوند.
نماينده مجلس هفتم با تاكيد بر اينكه خواه ناخواه سياست با اخلاق و ديانت پيوند ميخورد، تصريح ميكند كه سياست اخلاق است و جز اخلاق چيز ديگري نيست و حتي در آراي فيلسوفان دوران باستان كه مورد تاييد فلاسفه اسلامي هم آمده، سياست در ذيل حكمت عملي تعريف شده است كه اين حكمت رابطهاي با حكمت نظري دارد، بنابراين اين مسائل در يك مقوله قرار ميگيرد. پس
نگاه اصلاحگرايانه، تربيتي اخلاقي و نگاه معطوف به هدايت در ذات سياست نهفته است.
به عقيده افروغ
آنهايي كه به گونهاي سياست را از اخلاق جدا ميكنند، بايد ادله محكمي داشته باشند كه همين جدايي هم مبتني بر يك سري قواعد است. وي مهمترين قاعدهاي را كه طرفداران جدايي سياست از اخلاق مطرح ميكنند نوع نگاههايي ميداند كه از ماكياولي به بعد باب شده است كه سياست را علم قدرت تعريف كرده است و ميگويد براي حفظ اين شكوه
بين هدف و وسيله بايد تناسب وجود داشته باشد كه بعضاً اين تناسب حتي در جمهوري اسلامي ديده نميشود. يعني برخي براي رسيدن به قدرت يا رسيدن به قدرت بيشتر دست به هر رفتار غيراخلاقي ميزنند كه البته اين رفتارهاي غيراخلاقي انواع مختلفي دارد.
و قدرت مجاز هستند كه دست به هر كاري بزنند.
اين كارشناس مسائل سياسي در ادامه اين مجاز بودن را در چهارچوب نوعي كار غيراخلاقي تعريف ميكند و ميافزايد كه اگر قرار است اخلاق از سياست جدا شود، اين سياست هم يك نوع سياست غيراخلاقي است و سياست غيراخلاقي هم اخلاقي است، اما اخلاق ناپسند.
به گفته افروغ
ماكياولي هم نتوانسته است سياست را از اخلاق جدا كند، اما سياست را با بياخلاقي پيوند زده است و نگاه وظيفهگرايانه به اخلاق ندارد و نگاهي كاركردي و نتيجهگرايانه به اخلاق دارد. وي از اين نوع نگاه با عنوان مصيبتي ياد ميكند كه ممكن است به سراغ جوامع اسلامي و جوامع ديگر هم بيايد و ميگويد كه ما همواره بايد مراقبت كنيم كه نوع نگاهمان به اخلاق وظيفهگرايانه باشد و خواهناخواه نوع نگاهمان به سياست هم وظيفهگرايانه.
حالا مشخص ميشود كه امام (ره) ميفرمايند ما مامور به وظيفه هستيم و مامور به نتيجه نيستيم يعني چه. يعني داشتن يك استحكام اخلاقي و عقيدتي محكم.
وي كه پيش از اين و در زمان حضورش در مجلس هفتم مباحث مختلفي را درباره اخلاق سياسي مطرح كرده بود ادامه ميدهد كه اصل مطلب مخصوصاً در جمهوري اسلامي اين است كه با قواعد شناخته شده
به هيچوجه سياست ما نميتواند غيراخلاقي يا ضداخلاقي باشد چون هدف تربيت و هدايت انسان است كه اين موازين اخلاقي با توجه به اينكه ما اصول اقتصادي و ارکاني داريم براي ما مشخص است.
افروغ
شعارهاي انقلاب اسلامي، قانون اساسي، آموزههاي اسلامي و شيعي را ناظر و دال بر وجهه اخلاقي ميداند و تصريح ميكند كه علاوه بر اين قواعد تعريف شده شيوه مطلوب اداره كشور
بعضي وقتها افراد رفتارهاي غيراخلاقي را به نام نظام مينويسند. بعضي اوقات منافع شخصي را به جاي منافع كلان نظام القا ميكنند، بعضي وقتها هم به نام حفظ نظام بياخلاقي ميكنند كه اينها مستلزم مراقبتهايي از سوي علما و روشنفكران ماست كه بيرحمانه نقد كنند.
را نيز به همراه دارد.
به عقيده افروغ،
موازين اخلاقي بايد به عنوان يك خط قرمز در سياستها در نظر گرفته شود و هيچكس در جمهوري اسلامي حق ندارد كاري بكند كه اخلاق پايمال شود و چرايي اين موضوع را به جملهاي از امام خميني (ره) مرتبط ميداند كه: «
هدف غايي حكومت بحث اخلاق و معنويت معرفتالله است».
افروغ ادامه ميدهد: چون
توسعه الهي و اخلاقي و معنوي هدف غايي حكومت است، بنابراين بايد از ابزارهايي استفاده شود كه اين ابزار متناسب با هدف باشد، بنابراين
از ابزار بياخلاقي نميتوان براي رسيدن به اخلاق استفاده كرد.
عضو فراكسيون فرهنگي مجلس هفتم با بيان اينكه
بين هدف و وسيله بايد تناسب وجود داشته باشد، تصريح ميكند كه بعضاً اين تناسب حتي در جمهوري اسلامي ديده نميشود. يعني
برخي براي رسيدن به قدرت يا رسيدن به قدرت بيشتر دست به هر رفتار غيراخلاقي ميزنند كه البته اين رفتارهاي غيراخلاقي انواع مختلفي دارد.
وي در تشريح اين رفتارهاي غيراخلاقي ميگويد:
بعضي وقتها افراد رفتارهاي غيراخلاقي را به نام نظام مينويسند. بعضي اوقات منافع شخصي را به جاي منافع كلان نظام القا ميكنند، بعضي وقتها هم به نام حفظ نظام بياخلاقي ميكنند كه اينها مستلزم مراقبتهايي از سوي علما و روشنفكران ماست كه بيرحمانه نقد كنند.
افروغ با تاكيد بر اينكه در نقد چنين سياستهايي نبايد تعارف كرد، ميافزايد: اين مسائل هم لطمه به نظام سياسي وارد ميكند و هم لطمه به اخلاق وارد ميكند كه دومي به مراتب از اولي مخربتر است چون اعتماد را از مردم سلب ميكند كه ميتواند آسيبهاي جدي به مديريت كشور وارد كند. علاوه بر آسيبهايي كه به اخلاق وارد ميكند.
.