خوشآمد عرض مي كنيم به برادران و خواهران عزيز؛ هم مسئولان محترم قوهى قضائيه، هم خانوادههاى عزيز و صبور شهداى عاليقدر هفتم تير.
اين خود يك نكتهاى است كه روز قوهى قضائيه يا هفتهى قوهى قضائيه با نام و ياد يك شهادت بزرگ معرفى ميشود؛ شهادت برجستگانى از نظام جمهورى اسلامى، كه در ميان آنها شخصيت برجستهى شهيد عزيز مرحوم آيتاللَّه بهشتى و برخى ديگر از مسئولان قوهى قضائيه و نيز قواى ديگر حضور داشتند. فكر خوبى شد كه سالگرد گزارش قوهى قضائيه منطبق شود با سالگرد يادآورى اين شهادت بزرگ. اين شهادتها پشتوانهى حركت ملت است. حادثهى هفتم تير و شهادت شهيد مظلوم مرحوم دكتر بهشتى و ديگر يارانش يك مقطعى براى حركت عظيم انقلاب به سمت هدفهاى خود شد، بعد از آن كه مي خواستند اين حركت را به طرفهاى ديگر منحرف كنند.
اين شهادت ها پشتوانه است؛ پشتوانهى حركت است. لذا ما در حركت خودمان، در مسئوليت هاى خودمان هميشه بايستى به ياد اين فداكارىهاى بزرگ باشيم و بدانيم كه اگر ما امروز در بخش قضائى كشور يا در قوهى مجريه يا در بخش قانونگذارى يا در ساير دستگاه هاى كشور توان و فرصت خدمت به نظام جمهورى اسلامى و ملت ايران را داريم، اين به بركت آن شهادتهاست؛ اين در سايه آن فداكارىهاست.
بدانيم كه آنچه امروز در دست ماست، آسان به دست نيامده است؛ جان هاى عزيزى فدا شدند، انسانهاى بزرگى فداكارى كردند، خون هاى گرانقيمتى بر زمين ريخته است كه اين نظام به پشتيبانى آنها توانسته است روز به روز بر اقتدار خود بيفزايد. اين مسئوليت ها، اين توانائىِ كار و اين فرصت ها را قدر بدانيم و كار كنيم. لذا تقارن اين دو مناسبت را من تقارن شايستهاى مىبينم و به روح مطهر شهداى هفتم تير (رضوان اللَّه تعالى عليهم) و همچنين همهى شهداى عزيز اسلام و انقلاب و دوران دفاع مقدس از صميم قلب درود مي فرستيم و از خدا مي خواهيم كه ما را توفيق دهد كه بتوانيم در راه آنها حركت كنيم، در جهت آنها اقدام كنيم و قيام كنيم. اين چيزى است كه بايد دائماً در ذهن ما باشد.
در باب قوهى قضائيه مطالب زيادى تاكنون ما عرض كرديم، مسئولان محترم قوه و صاحبنظران گوناگون بيان كردند؛ هم در اهميت اين قوهى شريف و مؤثر، هم در مشكلاتى كه پيمودن اين راه بدرستى با آن مشكلات مواجه است، هم در راه هاى علاجى كه در سر راه اين كار بزرگ مي توان فكر كرد و انديشيد و از آنها براى رفع مشكلات استفاده كرد. آنچه مهم است اين است كه ما ببينيم دستگاه قضائى نظام اسلامى براى چيست و توقع از آن چيست؟
اين را هميشه مقايسه كنيم با آن جائى كه خود ما قرار داريم؛ پيشرفت هاى ما، كارهاى نویى كه انجام مي گيرد، اقدامات خوب و مؤثرى كه انجام مي گيرد و ما را يك قدم جلو مي برد، با آن ميزان نياز و توقعى كه از ما در اين قوه وجود دارد، سنجيده شود. اين دائم بايد در نظر ما باشد؛ يعنى قانع نشويم. خوشبختانه در اين سالها اقدامات خوبى در قوهى قضائيه انجام گرفته است؛ كارهاى بزرگى، كارهاى مهمى؛ برخى از اين اقدامات، كاملاً زيربنائى و مؤثر و نويد دهندهى پيشرفت هاى خوبى انشاءاللَّه در آينده است. ديروز هم رئيس محترم قوهى قضائيه يك جزوهاى لطف كردند كه در آن سرفصل هاى متعددى از اقداماتى كه قوهى قضائيه در سال هاى اخير - در پى اعلان سياست هاى كلى اين قوه و برنامهى
غايت مطلوب براى قوهى قضائيه در عرصهى عملى اين است كه وضع قوهى قضائيه به آنجا برسد كه هر كسى در كشور، در جامعهى اسلامى احساس كرد كه كسى مي خواهد به او ظلم كند يا كسى به او ظلمى كرده است، تعدىاى كرده است، دلخوش باشد به اينكه به قوهى قضائيه مراجعه مي كنم و مشكل را برطرف مي كنم
دوم توسعهى قوهى قضائيه - شروع كرده است، بود. كارها، كارهاى باارزش و باعظمتى است.
يك نكته اين است كه اين كارها را بايد استمرار دهيم تا به نهايت برسد. يكى از عيوبى كه در طبيعت اغلب انسانها كما بيش وجود دارد، اين است كه با عطش، خود را به يك حركتى، به يك كارى مي رسانند، اندكى كه اين عطش فرو نشست، از استمرار و تداوم كار باز مي مانند. اين نبايد اتفاق بيفتد. فرض بفرمائيد كه همين مجتمع كردن پروندههاى قديمى و متراكم كردن رايانهاى معلومات موجود در دستگاه قضائى، يا آنچه كه امروز وجود دارد: مراجعات، حل و فصلها، قوانينى كه مرجع احكام هست، خود احكام، اينها را تدوين كنند، رايانهاى كنند، در دسترس قرار دهند، سهل الوصول و سهل التناول كنند. شروع اين برنامه، كار مباركى است؛ ليكن اثربخشى آن وقتى است كه تا تاء تمّتِ اين برنامه طى شود. اگر پنجاه درصد، شصت درصد پيش برود و به آخر نرسد، مثل كارِ نشده است. بايد تا آخر برود.
يا فرض بفرمائيد اقداماتى كه در زمينهى مسائل گوناگون قوه وجود دارد: مسئلهى كوتاه كردن دوران بازرسىها و بازپرسىها يا رسيدگى به پرونده يا اتقان احكام يا مسئلهى زندانها و اين قبيل چيزهائى كه جزو مسائل مهمهى قوهى قضائيه است و براى اينها تدابيرى انديشيده شده كه تدابير خوبى است، بسيارى از اينها شروع هم شده است، منتها بايستى تا آخر طى شود. آنچه مهم است، تداوم كار و پيوسته كردنِ كار است. اين يك نكته كه دستگاه هاى مختلف قوهى قضائيه، دستگاه هاى مترتب طولى يا دستگاه هائى كه در عرض هم مشغول كار هستند، به اين نكته بايد توجه كنند كه كارها نيمهكاره نبايد بماند؛ بايد تا رسيدن به نتائج اصلى دنبال شود.
يك نكتهى ديگر در كنار اين، عبارت است از اين كه ما - يعنى مجموعهى قوهى قضائيه - همهى اين فعاليتها را براى اين انجام مي دهيم كه قوهى قضائيه بتواند جايگاه شايسته و سزاوار خود را در جامعهى اسلامى، در عمل مردم، در واقعيت زندگى، در ذهن مردم پيدا كند - كه من در سال هاى گذشته به اين اشاره كردم، يا شايد مفصلاً در بعضى از سالها دربارهاش صحبت كرديم -
مردم در كنار قوهى قضائيه احساس امنيت كنند.
من يك بار عرض كردم،
غايت مطلوب براى قوهى قضائيه در عرصهى عملى اين است كه وضع قوهى قضائيه به آنجا برسد كه هر كسى در كشور، در جامعهى اسلامى احساس كرد كه كسى مي خواهد به او ظلم كند يا كسى به او ظلمى كرده است، تعدىاى كرده است،
دلخوش باشد به اينكه به قوهى قضائيه مراجعه مي كنم و مشكل را برطرف مي كنم.
اين احساس بايد در مردم به وجود بيايد. همه احساس كنند كه با مراجعهى به قوهى قضائيه به حق خودشان مي رسند. اين حالت بايد در جامعهى اسلامى به وجود بيايد.
اگر در حل و فصل قضايائى كه به قوهى قضائيه مراجعه مي شود، مثلاً هشتاد درصد - ولو نه صد درصد - هم اينجور باشد كه با رسيدگى دقيق،
قاطع و عادلانه كار انجام بگيرد، اين احساس تا حدود زيادى در مردم به وجود خواهد آمد كه
احساس كنند قوه قضائيه ملجأ آنهاست. اين احساس بايد به مردم دست دهد؛ يعنى مردم بفهمند كه قوهى قضائيه
متكفل استقرار عدالت است؛ اين بايد حاصل شود. همهى اين مقدمات براى اين است كه اين حالت در جامعه به وجود بيايد. اگر ما تدابيرى انديشيديم، زحمتى كشيديم، ليكن ديديم اين حالت ملجأ و پناه بودن در ذهنيت عمومى جامعهى ما به وجود نيامد، بايد بدانيم
يك جاى كار عيب دارد، آن را بايد بگرديم پيداكنيم، مشكل را برطرف كنيم. اين آن چيزى است كه معيار و ملاك عمل بايد باشد و همه بايد تلاش كنند. اين البته به عناصر مؤمن و كارآمد و باسواد احتياج دارد كه بحمداللَّه در قوهى قضائيه، ما از اين قبيل عناصر بسيار داريم؛ انسان هاى دلسوز، مؤمن، عالم، علاقهمند به كار، وظيفهشناس در قوهى قضائيه بحمداللَّه در سطوح مختلف كم نيستند.
امروز خوشبختانه قوهى قضائيه با مديريت و رياست جناب آقاى شاهرودى - عالم، مجتهد، فاضل، مسلط بر مبانى و مباحث - اداره مي شود؛ اين فرصت
مفاسد اقتصادى را صرفاً به عنوان يك كار خلاف نبايد در كشور در نظر گرفت. اين كار اگر چنانچه دنبال نشود، تعقيب نشود، ريشهيابى نشود، قواى مختلف كشور دست به دست هم ندهند براى خشك كردن ريشهى اين كار، ضربه و خطرش براى كشور بسيار كلان و عظيم خواهد بود.
خيلى خوبى است. وجود يك چنين افرادى و شخصيت هاى برجسته در درون قوهى قضائيه، فرصت هاى خوبى است.
اگر قانون كم داريم، بايد اين قانون تأمين شود؛ اگر دستگاه هاى گوناگونى كه از ظرفيت هاى آنها استفاده نشده، وجود دارد، بايستى اين ظرفيت ها مورد استفاده قرار بگيرد. در سال گذشته با همفكرى و كمك ايشان يك هيأتى براى بررسى ارتقاء قوهى قضائيه درست شد كه ايشان حكم دادند و چند نفر از برادران خوب رفتند در قوهى قضائيه مطالعه كردند، براى اينكه راه هاى ارتقاء قوهى قضائيه و موانع آن را پيدا كنند؛ گزارش بسيار خوبى هم تهيه كردند، به ايشان دادند، يك نسخه هم به ما دادند؛ راه كارهاى بسيار خوبى ارائه شده بود. بنده چند نكته را در تعقيب آن راه كارها تأكيد كردم كه يكى همين بود كه ما ارزيابى كنيم، ببينيم در تحقق سياست هاى كلى چقدر پيشرفت داشتيم.
اين آن كارى است كه در قوهى قضائيه بايد انجام بگيرد. ما سياست هاى خوبى، سياست هاى كلى مناسبى براى قوهى قضائيه تصويب كرديم كه عمدتاً پيشنهادهاى خود قوهى قضائيه بود و براى مشورت به مجمع تشخيص مصلحت فرستاده شد و بعد هم ابلاغ و اعلام شد؛ سياست هاى خيلى خوبى است. ما دائم بايد رصد كنيم، ببينيم اين سياست ها چقدر تحقق پيدا كرده است؛ اين معيار و شاخص حركت است. ببينيم از اين سياست هاى كلى كه اهداف مقطعىِ قوه قضائيه است، چه مقدار تحقق پيدا كرده است؟ ما كجا قرار داريم؟ اين ارزيابى و تقويم درستِ حركت به ما كمك مي كند.
گاهى انسان خيال مي كند از اين راهى كه صد كيلومتر است، مثلاً شصت كيلومتر، هفتاد كيلومتر را طى كرده است، وقت هم كه هست، انسان مي گويد پس بنشينيم استراحت كنيم؛ چائىاى بخوريم. اگر كيلومتر شمار درست كار كند، انسان نگاه مي كند، مىبيند نه، شصت كيلومتر نيامديم، مثلاً فرض كنيد بيست كيلومتر، پانزده كيلومتر آمدهايم. وقتى فهميديم كه اين مقدار راه را طى كرديم، بيشتر طى نكرديم، طبعاً سرعت را اضافه خواهيم كرد، از توقف در بين راه پرهيز مي كنيم. لذا اينى كه ما در كجاى بزرگراهِ رسيدن به اهداف آن سياست ها قرار داريم، اين خيلى مهم است؛ اين را ما به عنوان يكى از اولويت ها از قوهى قضائيه خواستهايم؛ بخصوص
مسئله اطاله دادرسى، بخصوص در پروندههاى مهم و از جمله پروندههاى مهم مفاسد اقتصادى.
بنده در پروندههاى مفاسد اقتصادى معتقد به جنجال و هياهو نيستم، ليكن معتقد به سرعت و قاطعيت در كار هستم. سرعت غير از عجله است؛ سرعت عمل با شتابزدگى و عجله تفاوت ميكند. اين
پروندههائى كه مورد توجه مردم است - كه من حالا اشارهاى در اهميت اين مسئله عرض خواهم كرد - بالخصوص و در عموم پروندهها، مسئلهى اطالهى دادرسى بايستى مورد توجه قرار بگيرد. البته در گزارش هائى كه داده شده، خوشبختانه اين هم هست كه از طول مدت گردشكارِ پرونده مقدارى كم شده است، ليكن اين با آنچه كه «بايد» مقايسه شود، نه با آنچه كه «بوده»، تا ببينيم ما در كجا هستيم و چقدرِ ديگر بايد كار كنيم تا بتوانيم به آن نقطهى مطلوب برسيم.
يك نكته ديگرى كه از اولويت هاست، بنده سفارش كردم، يادداشت كردم و فرستادم،
مسئلهى اتقان احكام و نقض هاى مكرر است كه من سال گذشته هم در اينجا، در همين جلسه اين را مطرح كردم. احكام دادگاه هاى بدوى - چه در دادگاه هاى تجديد نظر، چه در ديوان عالى - نقض شدنش بايد به حداقل برسد؛ يعنى اتقان احكام جورى باشد كه اين احكام كمتر قابل نقض باشد. اگر ما ديديم درصد غير قابل قبولى از اين احكام نقض مي شود، بايد بدانيم اينجا نقطهى اشكال است. اين هم جزو اولويت هاست.
نكتهى ديگر،
مسئلهى حل مشكلات زندانهاست. خيلى مسئله را بايد جدى گرفت. البته سياست حبسزدائى - كه جزو سياست هاى رئيس محترم قوه بوده است و جزو اين كارهائى است كه تصميمگيرى شده و اقدام شده است - بسيار كار خوبى است؛ ليكن به هر حال وجود حبس و وجود زندان يك واقعيتى است.
مفاسد اقتصادى مانع فعاليت اقتصادى سالم است، نوميد كنندهى عناصر مؤمنى است كه مي خواهند فعاليت اقتصادىِ خوب داشته باشند، يك بلاست، يك بيمارى عظيم است؛ مثل وبائى كه در جامعه مىآيد، مثل بيمارىهاى واگيرى است
بايستى مديريت ما در امر زندان جورى باشد كه زندان به معناى واقعى كلمه آموزشگاه نيكىها شود. اينها را بايد جزو كارهاى بزرگ شمرد؛ جزو مسائل مهم به حساب آورد. اينها چيزهائى است كه به خود قوهى قضائيه ارتباط پيدا مي كند.
مديريتهاى مربوطه بايستى حداكثر تلاش را براى اين مسئله بكنند. البته در زمينهى كم كردن تعداد زندانىها با عفو و مرخصى، كه اين هم مباحث طولانىاى دارد، ما، موضوع را با مسئولين محترم قوه و با رئيس محترم قوه در ميان گذاشتيم، مي گذاريم، بحث مي شود؛ به هر حال بايست براى اين كارها راه علاج حقيقى پيدا كرد. اين جزو آن اولويت هائى است كه در زمينهى ارتقاء قوهى قضائيه به نظر رسيد و گفته شد.
يكى هم
مسئلهى ظرفيتهاى فعليت نيافته است، از جمله خود وزارت دادگسترى. خوشبختانه در قانون ظرفيت هاى خوبى براى وزارت دادگسترى گذاشته شده است؛ از اين ظرفيت ها بايد استفاده شود.
آنچه مهم است اين است كه ما بايست از همهى ظرفيت عظيم اين قوه - كه خوشبختانه همانطور كه اشاره كردند، مجموعهى دستگاه قضائىِ ما از لحاظ قوانين و از لحاظ ساخت كلى، مجموعهى صحيح و منطقى و پيشرفتهاى است؛ مجموعهاى امروزى و قوى و منطقى است - استفاده كنيم؛ مثل ريهى سالمى كه انسان آن را از هواى پاك پر مي كند و سلامتى بدنش را تأمين ميكند، ما بايد از همهى اين ظرفيت استفاده كنيم. اين هم يكى از اولويتهاست.
آن چيزى كه من بالخصوص بر روى آن امروز مناسب ميدانم در كنار مطالبى كه گفتم، تكيه كنم،
مسئلهى تعقيب مفاسد اقتصادى است. مفاسد اقتصادى را صرفاً به عنوان يك كار خلاف نبايد در كشور در نظر گرفت. اين كار اگر چنانچه دنبال نشود، تعقيب نشود، ريشهيابى نشود، قواى مختلف كشور دست به دست هم ندهند براى خشك كردن ريشهى اين كار،
ضربه و خطرش براى كشور بسيار كلان و عظيم خواهد بود.
مفاسد اقتصادى، مفاسد فرهنگى را هم با خود مىآورد، مفاسد اخلاقى را هم مىآورد. وجود و رواج مفاسد اقتصادى يكى از بزرگترين خطرهايش اين است كه
عناصر خوب دستگاه ها را متزلزل مي كند، زير پاى آنها را سست مي كند.
بسيارى از اين موارد و قضاياى مفاسد اقتصادى كه به طور مشخص گزارش شده و براى ما گفته شده است، به اين ترتيب بوده است كه آن مفسد اقتصادى براى پيشبرد كار خود لازم دانسته در داخل فلان دستگاه نفوذ كند و تعدادى از عناصرى را كه در آنجا كار مي كنند، با خودش همراه كند. خوب، آن عناصرى كه آنجا كار مي كنند، مردمان مؤمنى هستند؛ اما شيطانِ هوس، زيادهطلبى و پول را به جان اينها مىاندازد، همه هم طاقت نمىآورند، مجذوب مي شوند، ميلغزند؛ اين يكى از
بزرگترين خطرات مفاسد اقتصادى است.
مفاسد اقتصادى در جامعه سرمايهگذارىهاى درست و سالم را معوق مي كند. بنده در آن نامهاى كه در سال 1380 - همين ارديبهشت كه گذشت،
هفت سال از آن نامه مي گذرد - خطاب به رؤساى محترم سه قوه نوشتم، اين موارد را شرح دادم؛
مفاسد اقتصادى مانع فعاليت اقتصادى سالم است، نوميد كنندهى عناصر مؤمنى است كه مي خواهند فعاليت اقتصادىِ خوب داشته باشند،
يك بلاست، يك بيمارى عظيم است؛ مثل وبائى كه در جامعه مىآيد، مثل بيمارىهاى واگيرى است كه تا مىآيد، همهى دستگاهها - قوهى مجريه، قوهى مقننه، قوهى قضائيه - به حركت مىافتند كه جلويش را بگيرند.
البته
نقش قوهى قضائيه در اين مورد نقش بارزى است؛ ما سفارش هاى متناسب با قوهى مجريه را مكرر در مكرر به آنها گفتيم، تذكر داديم، از آنها مطالبه كرديم؛ او به جاى خود محفوظ، اما شما برادران و خواهرانى كه اينجا تشريف داريد و مربوط به قوهى قضائيه هستيد، بدانيد
سهم قوهى قضائيه در مقابلهى با مفاسد اقتصادى سهم بسيار سنگين و مهمى است.
پيشگيرى از وقوع مفسده هم به عهدهى قوه قضائيه است. به قانون اساسى مراجعه كنيد، ملاحظه
بدتر از هر چيز اين است كه در داخل دستگاه هاى مسئول، خداى نخواسته اين عوامل مفسد بتوانند نفوذ كنند و آدمهائى را به رنگ خودشان در بياورند يا همكار با خودشان كنند، كه اين از آن چيزهاى بسيار مهم و فاجعهآميز است
كنيد، يكى از وظائف قوهى قضائيه در قانون اساسى همين پيشگيرى است. خوب، پيشگيرى ابزارهاى لازم خودش را دارد، دستگاه هاى متناسب خودش را دارد. پيشگيرى با استفادهى از ضابطين قضائى هم احياناً خواهد بود؛ از جمله دستگاه هاى امنيتى، از جمله دستگاه هاى اطلاعاتى. از همهى اينها بايد در پيشگيرى استفاده شود.
در داخل كشور اسلامى يك سوءاستفادهچى، يك مفسد، يك طماع، يك آدم زرنگ و ناقلا بيايد از منابع عمومى كشور كه متعلق به همهى قشرهاست -
با وجود اين همه آدم فقير و ضعيفى كه در كشور هست - سوءاستفاده كند و بىحساب و كتاب ببرد. بايد با اين مقابله شود. معلوم است كه اين حركت در قوهى قضائيه و قوهى مجريه و قوهى مقننه - هر كدام در حد خودشان - عكسالعمل ايجاد مي كند؛ آرام نمىنشينند، ساكت نمىنشينند.
بعضىها موضوع را خلط مي كنند، خراب مي كنند؛ مثل همين قضايائى كه توى افواه اين اواخر به وجود آمد؛ اينها خراب كردنِ اصل قضيه است؛ اينها منحرف كردنِ اصل مطلوب است. يك جور اين است، يك جور هم فشار آوردن و رابطه برقرار كردن و تلفن كردن و واسطه شدن و اعمال قدرت كردن و توى رودربايستى افراد را گير انداختن و اينهاست. بايد با همهى اينها مقابله شود. اين يكى از كارهاى بزرگ است.
اين نامهى ما، مطالبهى ما، مال سال 1380 است؛ تاريخش آن وقت است، اما هميشه تاريخِ روز دارد. امروز هم اگر واقعيت جامعه را بخواهيد، همان مطالبه، همان حرفها، امروز از طرف ما نسبت به مسئولين قواى سه گانه وجود دارد، كه بايد انجام دهند.
اين را دست كم نبايد گرفت. و بدتر از هر چيز اين است كه در داخل دستگاه هاى مسئول، خداى نخواسته اين
عوامل مفسد بتوانند نفوذ كنند و آدمهائى را به رنگ خودشان در بياورند يا همكار با خودشان كنند، كه اين از آن چيزهاى بسيار
مهم و فاجعهآميز است كه بايد با قاطعيت و قدرت با آن - از هر نوعش - رو به رو شد و با آن برخورد كرد.
به هر حال اگر چنانچه انشاءاللَّه اين كارهاى بزرگ انجام بگيرد، كه بايد بگيرد - كما اينكه خوشبختانه در اين چند سال، خوب كارهائى هم شده است، پيشرفت هم كردهايم؛ منتها
به آنچه كه انجام گرفته است، قانع نيستيم. وقتى فاصلهى خودمان را با وضعى كه مطلوب است، انسان ملاحظه مي كند، مىبينيد كه هنوز بايد خيلى حركت كنيم؛ خيلى بايد بدويم - آن وقت آن مقصودى كه عرض كرديم، حاصل خواهد شد؛ يعنى دستگاه قضائى كشور به
مأمن و پناهگاه طبقات مظلوم كه از همهى قشرها ممكن است باشند، تبديل خواهد شد، كه تا كسى به كسى ظلم كرد يا خواست ظلم بكند، آن كسى كه مورد تعدى قرار گرفته است، به خود دلخوشى مي دهد كه
من مي روم سراغ قوهى قضائيه و رفع ظلم مي كنم. اين حالت بايد به وجود بيايد. شما نگاه كنيد ببينيد اين حالت امروز در جامعه هست يا نيست. اگر نيست، بدانيد كه بايد برويد سراغش و اين را تأمين كنيد.
خداى متعال بايد براى پيشرفت اين كارها كمك كند. ما موظفيم به اينكه همهى تلاش خودمان را، همهى مجاهدت خودمان را بكنيم، از خداى متعال هم بركت بخواهيم كه خداى متعال به اين حركت ما انشاءاللَّه بركت بدهد و مطمئن باشيد كه همين هم خواهد بود. اگر ما كار را با اخلاص، با صفا، با انگيزهى كامل شروع كنيم، خداى متعال تسهيل خواهد كرد و مي توانيم كار را انشاءاللَّه پيش ببريم؛ همچنانى كه تا حالا پيشرفت هاى زيادى داشتهايم، انشاءاللَّه اين پيشرفت ها در آينده بيشتر هم خواهد بود. اميدواريم خداوند متعال به همهى شما و خدمات شما، زحمات شما، تلاش هاى دلسوزانهى شما و خدمات مشكور شما كمك كند و انشاءاللَّه مورد قبول حضرت بقيةاللَّه (ارواحنافداه) انجام بگيرد و مشمول دعاى آن بزرگوار باشيد و روح مطهر امام بزرگوارمان و ارواح طيبهى شهداء - بخصوص شهداى هفتم تير - انشاءاللَّه از همه ما راضى و خشنود باشند.
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته